تبلیغات
فایز دشتی

به دلیل درخواست تعدادی از دوستان چند نمونه از شروه های استان فارس رو برای دانلود آماده کردم

نام شروه خوان زمان

دانلود

بیژن دولتخانی ۱۷

چنگیز روستا ۱۰

واحد عمادی ۱۶

دالمند ۱۱

زارع ۱۴

به زودی مجموعه شروه های محلی استان فارس در قالب یک VCD برای فروش اینترنتی در این وبلاگ آماده خواهد شد...


  • آخرین ویرایش:-

نام شروه خوان زمان دانلود
گراشی ۱ ۳۰دقیقه
گراشی ۲ ۳۰دقیقه
روح الله حیدری ۱ ۲۵دقیقه
روح الله حیدری ۲ ۱۵دقیقه


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 آبان 1390
چهارشنبه 13 مهر 1390  03:06

به گلشن تازگل نام ونشــان است حدیث بلبل وگل در میـان است

جهان تا هست ذكر شعر فایــــز میان دوستان این داسـتان است

زایر محمد علی دشتی متخلص به فایز فرزند حاج مظفربن غلامعلی بن حاج درویش بن حاج محمد رضا بن حاج عبدالرضا بن مظفر بن درویش بن مظفر بن شهاب بن كردعلی بن ابراهیم بن سالم بك بن فارس بن شعبان الضیاغمی الدشتی نام مادر وی {شازده }دختر رئیس درویش كردوانی كه ازروسای سرشناس منطقه دشتی می باشد به سال 1250هجری قمری برابر با 1209هجری شمسی درخانواده ای مذهبی در روستای كردوان ازتوابع شهرستان دشتی دیده به جهان گشود.دوران كودكی ونوجوانی رازیرسایه پرمهرومحبت پدرومادر در روستای كردوان گذراند وپس از رسیدن به سن بلوغ جهت تحصیلات مقدماتی وفراگیری قرآن مجید به مكتب خانه های محلی واقع در روستاهای كردوان وبردخون كه در آن زمان حوزه علمیه ومركز بحث ودرس در منطقه دشتی بوده اند زیر نظر آموزگاران محلی مراجعه وبا تلاش وپشتكاری كه ازخود نشان می دهد موفق به فراگیری قرآن وختم آن میشودیكی ازاساتید فایزشیخ عبدالنبی بحرینی بوده است .


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 13 مهر 1390  03:05

بزودی دیوان اشعارفایز به همت علاقه مندان به شعرادب به چاپ خواهدرسید .(کتابی کامل وجامع بامدارک ومستندات لازم ) که توسط نوه زاده آن مرحوم جمع آوری وبه رشته تحریر درآمده است .


  • آخرین ویرایش:-

نام شروه خوان زمان دانلود
رحیم کریمی ۱ ۳۰دقیقه
رحیم کریمی ۲ ۳۰دقیقه
نیکنام ۱ ۳۰دقیقه
نیکنام ۲ ۳۰دقیقه


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 آبان 1390

روز پنجشنبه سی ام تیرماه بزرگداشتی بمناسبت درگذشت مرحوم آقای عباس یوسفی(فایز) نوه فایز شاعر دوبیتی سرای بزرگ دشتی با حضور آقای هاشمی فرد مدیر کل دفتر فناوری و اطلاعات استانداری بوشهر،آقای زارعی معاونت فرمانداری دشتی،آقای پورفاطمی نماینده مردم دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی و عده ای از دوست داران فرهنگ و ادب و فرزند نوه فایز در سالن اجتماعات آموزش و پرورش کاکی برگزار گردید.

دراین مراسم شاعر خوب شهرستان،آقای حمید زارعی بعنوان مجری حضور داشت که پیام آقای غلامحسین زارعی فرماندارفعلی بندر لنگه و فرماندار سابق دشتستان یکی از حامیان و برگزارکنندگان این بزرگداشت را به سمع حضور حاضران رسانید. آقای هاشمی فرد بعنوان سخنران، مطالبی را در مورد فایز و جایگاه در او در فرهنگ و شعر منطقه و ایران بیان کرد.در طی جلسه آقایان رسول حسینی و محمود محمودی دقایقی را به شروه خوانی پرداختند و نیز شعری نیز توسط یکی از شاعران شهر خوانده شد.

همچنین در این جلسه آقای سهراب منصوری بعنوان دبیر بزرگداشت به ایراد سخنانی در مورد شخصیت آقای یوسفی،نوه فایز پرداخت و گفت: وی در شناخت اشعار فایز تبحری خاص داشته و با وجود بی سوادی، اشعاری که مربوط به فایز نبوده را بخوبی تشخیص می داده و برخی اشعار فایز را در زمان حیاتش جمع آوری کرده بود که در آینده چاپ خواهد شد.


  • آخرین ویرایش:جمعه 15 مهر 1390

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»

درگذشت رئیس عباس یوسفی نوه فایز دشتی را به تمام فایز دوستان کهکشان راه شیری تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم از درگاه خداوند متعال مغفرت ، و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .

مجتبی سعیدی

مدیر وبلاگ فایز دشتی


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 6 مرداد 1390  01:27

سودابه ماموری (كارشناس ثبت میراث فرهنگی استان بوشهر )در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در دشتی اظهار داشت: در جلسه سیاست گذاری شورای ثبت كه 23 و 24 خرداد ماه سال جاری در چهار محال وبختیاری برگزار شد شروه كه خاستگاه آن دشتی در استان بوشهر است به ثبت رسید.
وی افزود: علاوه بر این دو بازی محلی دشتی بنام "هل هله گرگ چنبری " و "سول بازی "، موسیقی محلی بوشهر كه تلفیقی از دمام ونی انبان وتیپونت نیز مجوز ثبت گرفتند.
كارشناس ثبت میراث فرهنگی استان بوشهر ادامه داد: سه بنا نیز شامل خانه محمودیه دریافت قدیم بوشهر، عمارت رشیدی و قنات‌های خارك نیز به ثبت رسید.
ماموری تصریح كرد: یكی از آثار مهم نیز كه در اواخر سال گذشته به عنوان اثر طبیعی ثبت شد گنبد نمكی دشتی بود كه امكان ثبت جهانی شدن نیز دارد.
وی یادآور شد: استان بوشهر سرشار از آیین‌های غنی و آواهای ماندگار، آثار و جاذبه‌های مهمی است كه مستلزم توجه بیشتر به این آثار از طرف مسئولان و مردم است.
این مسئول ابراز داشت: تلاش ما در سازمان میراث فرهنگی شناسایی آیین‌ها، آثار، معرفی و ثبت آن‌هاست.
لازم به ذكر است كه شروه را اگر چه مومنانه‌ترین، نجیب‌ترین و پر زخم‌ترین آوای سراسر جنوب می‌شمارند و در شهرستان دشتی علاقمندان زیادی دارد.
این سرزمین سرشار از آفتاب مركز محور شروه به شمار می‌آید، شروه در یك جمله مهم‌ترین آهنگ و سوز و ساز جنوب است، این سروده از دل برخاسته بیشتر مواقع در مایه دشتی، شوشتری، ترك و نوا خوانده می‌شود.
شروه به صورت منفرد و تك نفری با نوایی سوزناك اجرا می‌شود كه البته باید آن را با مرثیه خوانی متفاوت دانست، زیرا این آوای جنوبی در قالب دو بیتی‌هایی است كه بیشتر عاشقانه‌اند و بوی وصل و فراق و وصف معشوق می‌دهند و چه بسا محتوای این دو بیتی‌ها بسیار از غم دور است، اما شكل و شیوه قرائت و خواندن آن‌ها به صورت شروه خواه نا خواه با ریتمی غم پالوده و اندوه سرشته همراه می‌شود.


  • آخرین ویرایش:-

نام شروه خوان زمان دانلود
محمد حسین قائدی ۱ ۲۰دقیقه
محمد حسین قائدی ۲ ۸دقیقه
محمد حسین قائدی ۳ ۲۰دقیقه
محمد حسین قائدی ۴ ۸دقیقه


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 آبان 1390

سحر گه ز نوای مرغ گلزار
سرم پر شور گشت و دیده بیدار
به هر گل بلبلی فایز نواخوان
چه خوش باشد نشستن یار با یار

خم ابروست یا شمشیر بهمن
مژه یا نیزه یا تیر تهمتن
بت فایز منیژه سان به یکبار
به چاهم در فکن مانند بیژن

ز کشت و پیچ این شلوار رنگین
خرامان رفتن و این وضع سنگین
کند مجبور فایز را در آخر
که مجنون وار خارج گردد از دین

بتا در گوش ، گوش آویز داری
لب می گون شکر ریز داری
بشارت می دهد این دل به فایز
دلی در سینه مهر انگیز داری

به قامت مظهر سرو رسایی
به طلعت دلفریب و جانفزایی
تو با این قامت و حسن خداداد
هزار افسوس ای مه ، بی وفایی

خروس امشب بداده هرزه خوانی
مگر وقت سحر امشب ندانی ؟
اگر بیدار گردد یار فایز
به بالت تیر تا شهپر نشانی

سحر گه چون ز مشرق ماه خاور
برون آید جهان گردد منور
خوش آن ساعت مه فایز ز مغرب
برون آید چو حوران بسته زیور

گهی که یادم آمد صحبت یار
لب و دندان و زلف و چشم و رخسار
دل و دین و قرار و صبر فایز
فکندند در طلسم چار در چار

دلا گر زار گریم بر تو شاید
که هر جا تیری آید بر تو آید
دل فایز ، مگر داری تو گوهر
که هر گلرخ تو را خواهد رباید

مرا شب سیل آه از دل برآید
که یادم از دو زلف دلبر آید
نشیند چشم در ره ، فایز هر شب
که شاید یارم از سویی در آید

ز آب و آتش و از خاک و از باد
خدا رخسار خوبان را صفا داد
چو چشم ما نظر بگشاد ، فایز
غضو ابصارکم را کرد ارشاد


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 24 تیر 1390  10:17

بگی تا فاطو بیت با صد افاده

بگی سیش بیت ری کورش کلاده

بگی تا ئی کلاخا گل بیارن

د سلم و نرگس و سنبل بیارن

برو فاطو تو خحکی تو سراکو

کلاخاتم بگو بال بال ناکو

بگی که حاج علی رفتن از ای خحک

تر هر چی کلاخن وواوین محک

بگی تا جیگر فاطو بورشت

بگی تا اهل موحدو هم بورشت

بیو فاطو تو خحکی تو سراکو

همش یاد از کلاخا یاد موحدو

م- ناظری-(لیلا)

منبع : http://www.chileh0.blogfa.co


  • آخرین ویرایش:-

نام کتاب الکترونیکی : فایز دشتی

 

تالیف شده توسط : مجتبی سعیدی

 

فرمت کتاب : PDF

           


  • آخرین ویرایش:-

نام شروه خوان زمان دانلود
اردشیر گرمسیری ۱ ۳۰دقیقه
اردشیر گرمسیری ۲ ۳۰دقیقه
محمد فردوس ۱ ۳۰دقیقه
محمد فردوس ۲ ۳۰دقیقه

 


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 آبان 1390
یکشنبه 26 دی 1389  12:13

دلم از فرقت روی تو خون شد
سرشکم چون رخ تو لاله گون شد
به عمری آرزو کردم که گویی
که ای فایز ! سرانجام تو چون شد

--

اگر از رخ بر اندازی نقابت
کنند مردم خیال آفتابت
از این پوشیده ای رخ یار فایز
که ترسی شب کسی بیند به خوابت؟

--

پس از ببریدن و پیوند جانان
مرا خوش آمده از دادن جان
پس از مرگ جوانی همچو فایز
تو را خوش باد صحبت با رقیبان

--

تو بر من بگذری چون برق رخشان
منت چون رعد اندر پی خروشان
ز باران سرشک چشم فایز
بروید لاله چون فصل بهاران

--

بتا بر طرف معجر کن نقابت
مهل بی پرده مانند آفتابت
بت فایز بپوشان رخ که ترسم
شبی نامحرمی بیند به خوابت

--

مرا این زندگی از بوی یار است
وگرنه جان بدین پیکر چه کار است؟
کنون که هست فایز زنده ز آنست
دو چشم و دل به راه انتظار است

--

نگارا شربت از لبهات بفرست
گلاب از گوشه چشمات بفرست
برای توتیای چشم فایز
کف دستی ز خاک پات بفرست

--

مرا خلد برین دی بودیم جا
کنونم دوزخ است امروز مأوا
نمانده دی نماند فایز امروز
خدا داند چه باشد حال فردا

--

هنوزم بوی زلفش در مشام است
هنوزم ذوق لبهایش به کام است
کجا فایز شود از ناله خاموش
مگر آن دم که در خاکش مقام است

--

مکش سرمه به چشم ناز پرور
مکن روز مرا از شب سیه تر
نمی سوزد دلت از بهر فایز
چه خواهی گفت فردا روز محشر؟


  • آخرین ویرایش:-

نام شروه خوان زمان دانلود
نجیم رضایی ۱ ۳۰دقیقه
نجیم رضایی ۲ ۳۰دقیقه
کوروش اسد پور ۱ ۳۰دقیقه
کوروش اسد پور ۲ ۳۰دقیقه


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 آبان 1390
یکشنبه 24 مرداد 1389  14:30

--

اگر دانی که فردامحشری نیست
سوال و پرسش و پیغمبری نیست
بتاز اسب جفا تا میتوانی
که فایز را سپاه و لشکری نیست

--

سحر دل ناله های زار میکرد
چنان که دیده را خونبار میکرد
شکایت های ایام جوانی
به فایز یک یه یک اظهار میکرد

--

بتی کز ناز پا بر دل گذارد
ستم باشد که پا بر گل گذارد
تمنایی که دارد یار فایز
به چشم ما قدم مشکل گذارد

--

به رخ جا داده ای زلف سیه را
به کام عقرب افکندی تو مه را
که دیده عقرب جراره فایز ؟
زند پهلو به ماه چارده را

--

دلا امشب نه وقت قال و قیل است
نه هنگام حکایات طویل است
ببین فایز ! قوافل در قوافل
به هر جانب صدای الرحیل است

--

رخت تا در نظر می آرم ای دوست
خودم را زنده می پندارم ای دوست
ولی چون تو برفتی یار فایز
بگو این دل به کی بسپارم ای دوست

--

نسیم روح پرور دارد امشب
شمیم زلف دلبر دارد امشب
گمانم یار در راه است ، فایز
که این دل شور در سر دارد امشب

--

سوار خنگ خوش رفتارم امشب
روانه جانب دلدارم امشب
چو سلطان حبش فایز ز شوقش
جهان زیر نگین پندارم امشب

--

بگو تا دلبر حورم بیایید
سفید و نازک و بورم بیاید
دمی که می رود تابوت فایز
بگو تا بر لب گورم بیاید

--

دو چشمت چون به چشمانم نگه کرد
لب لعل و رخت روزم سیه کرد
مکن عشوه دگر بر فایز زار
که ابروی کجت جانم تبه کرد


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 24 مرداد 1389  14:29

 


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 24 مرداد 1389  14:28

نام فایل

حجم

دانلود

صبحدم - با صدای بخشو ۳.۶
شروه ۱۰.۶


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 24 مرداد 1389  14:26

فایز دشتی - مجتبی سعیدی

-

فایز دشتی - مجتبی سعیدی

-

فایز دشتی - مجتبی سعیدی

با تشکر فراوان از دوست گرامی جناب آقای حسین میدری که سه دوبیتی ناب از سروده هاشون رو در اختیار من گذاشتن تا در وبلاگ فایز دشتی درج کنم.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:14

--

گذشت ایام گل ای بلبل زار
بکن چون من ز هجران ناله بسیار
گل تو سر زند هر ساله از نو
گل فایز نمی روید دگر بار

--

مه بالا نشین پایین نظر کن
به مسکینان کلامی مختصر کن
بتا فایز غریب این دیار است
محبت با غریبان بیشتر کن

--

دلم را جز تو کس دلبر نباشد
به جز شور توام در سر نباشد
دل فایز تو عمدا میکنی تنگ
که تا جای کس دیگر نباشد

--

بهار آمد زمین فیروزه گون شد
به عزم سیر دلدارم برون شد
به گل چیدن در آمد یار فایز
همه گل ها ز خجلت سرنگون شد

--

سر و زلف تو آشوب جهان شد
اسیر زلف تو پیر و جوان شد
هنوزم اول دنیاست ، فایز
که بر پا فتنه آخر زمان شد

--

شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد
یقین میسوخت فایز ز آتش دل
نمی کردش گر آب دیده امداد

--

سحر در خواب دیدم با دل زار
که سر بنهاده ام در دامن یار
نبودم راضی از این خواب فایز
که تا محشر شوم والله بیدار

--

هر آن کس عاشقست از دور پیداست
لبش خشک و دو چشمش مست و شیداست
بود فایز مثال روزه داران
اگر تیرش زنی خونش نه پیداست 

--

بتا بیژن صفت در چه گرفتار
منیژه وار اگر هستی وفادار
کمند زلف بگشا چون تهمتن
تو فایز را ز چاه غم برون آر

--

مرا هم ساق و هم زانو کند درد
کمر با ساعد و بازو کند درد
به هر عضو تو فایز پیری آمد
جوانی رفت و جای او کند درد


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:12

شاید موردی که می خواهم به آن بپردازم جدید نباشد ولی مثل اینکه پایانی ندارد .بحث اینکه فایز دشتی است ولا غیر شکی نیست .ولی گویی عده ای نمی خواهند این مسئله را قبول کنند دلیلش واضح است و آن تعصبی است که ناشی از عدم مطالعه و  اگر مطالعه ای بوده آن را ندید گرفته است که از فایز دشتی  به نام دیگری یاد می کنند. از آوردن نام جعلی معذورم _ همانطور که از بکار بردن نامی غیر از خلیج فارس معذوریم _ اگر مطالعه ای در مورد شرح حال فایز دشتی داشته باشید  خواهید یافت _حتی در کتابهایی که با نام جعلی وارد بازار شده است _ به صراحت اعلام شده است که مرحوم محمد علی دشتی معروف به فایز دشتی  در کردوان دشتی به دنیا آمده در دشتی زیست کرده و در همانجا دار فانی را وداع گفته است. اما هنوز نویسنده!! یا محقق!! کتاب را که تکذیب است به چاپ رسانده  به بازار نشر می دهد تا شاید از این راه تعداد کتابهای منتشره خود را چونان بیلان کاری افزایش دهد!!! که بسیار جای تاسف دارد هم برای نویسنده !! هم برای خریدار  الا ایحال امید که نویسنده!! به اشتباه خود پی برند .

 کوتاه سخن در کنار چاپ کتاب به نام جعلی  باید گفت در دیار فایز دشتی نیز آنطور که باید و شاید بهایی در خور به ایشان نداده اند چه به لحاظ انتشار آثار از طرف محققین و چه به لحاظ برگزاری بزرگداشت و نام گذاری بر اماکن فرهنگی ادبی ،که اگر بوده فقط به فایز اکتفا شده است چرا ؟؟

منبع :http://dashtiha.persianblog.ir


  • آخرین ویرایش:-

با تشکر فراوان از دوست عزیزم جناب آقای دکتر جاوید توکلی که این فایل صوتی را در اختیار من گذاشتند تا برای دانلود به علاقه مندان فایز دشتی آماده کنم .


  • آخرین ویرایش:-

کناری که در حدود یکصد سال پیش به دست فایز دشتی در باغ بگم روستای گزدراز (واقع در شهرستان دشتی) کاشته شده و هنوز هم

به «کنار فایز» معروف است بطوری که می گویند و از عکس نیز پیداست این کنار بارها قطع و بریده شده و باز هم سبز شده و رشد کرده است .

اثر خانه فایز فایز نیز (که از خشت ساخته شده بود) در پشت کنار سفیدی می زند که بر اثر گذشت زمان با خاک یکسان شده و بصورت تلی در آمده است . در اینجاست که فایز گفته است :

 

در باغ بگم منزل و مأوای من است           بوذر نیم و ربذه چرا جای من است

 منبع : کتاب ترانه های فایز


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:09

11

برفت آن یار و از ما مهر برداشت
خیالش هم مرا آسوده نگذاشت
به فایز آنچه کرده آن جفاجو
نه باور کرد دل نه عقل پنداشت

12

دل و شوق و خیال و مهر هر چار
کشانندم همی تا منزل یار
تو را این چار فایز دشمنانند
از این خصمان به مردی خود نگه دار

13

اگر هنگام مردن دلبر من
نهد از مهر بر زانو سر من
بگیرد یار فایز را در آغوش
بسا آسان رود جان از تن من

14

بت زورق نشینم در امان باد
خدایش از بلایا حرز جان باد
به دریا باد فایز یارش الیاس
به صحرا خضر با وی هم عنان باد

15

بیا تا برگ گل نارفته بر باد
گلی چینیم و بنشینیم دلشاد
بت فایز مکن تاخیر چندان
که تعجیل است عمر آدمیزاد

16

سحر دل خود به خود فریاد میکرد
از این فریاد خاطر شاد میکرد
سراپا شمع سان میسوخت فایز
مگر عهد جوانی یاد میکرد

17

رخ تو آتش و زلف تو دود است
مرا زین سردمهری ها چه سود است ؟
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زنده رود است

18

اگر خواهی بسوزانی جهان را
رخی بنما بیفشان گیسوان را
بت فایز اشارت کن به ابروت
بکش تیغ و بکش پیر و جوان را

19

ندارم راحتی جز رنج و زحمت
به جز خواری و دشواری و محنت
دل فایز به پیری کرده پرواز
به باغ گلرخان چون اشتر مست

20

من از عهد جوانی تا شدم پیر
نکردم در جفای دوست تقصیر
چرا فایز وفا کرد و جفا دید
کنم با کوکب بختم چه تدبیر ؟


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:08

نوه فایز دشتی دوبیتی سرای مشهور جنوب ایران گفت: برای مردم دشتی فایز اسطوره عشق و عرفان و نماد دوبیتی جنوب است.

 

 

عباس یوسفی که به خاطر عارضه قلبی در بخش سی‌.سی.‌یو تحت مداوا قرار دارد امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در بوشهر با قدردانی از عیادت مسئولان و دوستداران فایز گفت: فایز نماد دو‌بیتی جنوب است و پس از یک قرن نه تنها فراموش نشده بلکه با دو بیتی‌هایش جنوب تا شمال و شرق تا غرب را در نوردیده است.
وی ادامه داد: برای مردم دشتی فایز اسطوره عشق و عرفان است و از آن جا که تمام زندگیش در قلمرو جغرافیایی دشتی گذرانده و انعکاس آلام، رنج‌ها و شادی‌های مردم دشتی بوده است لذا فایز همواره در قلب مردم دشتی جاودانه زیسته است.
وی با اشاره به خاستگاه شروه در دشتی و تلاقی شروه بنام فایز اظهار داشت: فایز آغازگر صوتی بنام شروه بوده واز این بابت به شروه فایز‌خوانی هم می‌گویند.
یوسفی با نقل خاطره‌ای از فایز ادامه داد: شبی در روستای شنبه فایز مهمان بوده و زنی با صدای دل انگیزی لالایی می‌خواند و فایز بداهه با این دوبیتی با صدای شروه پاسخ زن را می‌دهد:
سحر صوت خوش لالای جانان به جسم مردگان بازآورد جان
چنان فایز کند بی صبر وآرام که چون مجنون نهد سر در بیابان
نوه فایز دشتی با اشاره به اشعاری که منسوب به فایز بوده و چاپ شده خاطر نشان کرد: از دیرباز تاکنون در دوبیتی‌های فایز تحریفاتی صورت گرفته و هر کسی به سلیقه خودش دوبیتی‌هایی سروده و از تخلص فایز استفاده کرده و مفتون نیز چون نسخه‌ای از اصل اشعار فایز در اختیار داشت بسیاری از دوبیتی‌های فایز را تضمین کرده است.
یوسفی که هم اکنون 81 سال دارد با اشاره به ویژگی‌های مردم دشتی یادآور شد: مردم دشتی مردمی شجاع، بی باک، با تقوا، خونگرم و مهمان‌نواز هستند و در جنگ با انگلیس حداقل 70 نفر از مبارزان دشتی به شهادت رسیدند، ولی حق آنان ادا نشده و به خوبی رزم و شجاعت مردم دشتی در نبرد با استعمار انگلیس به تصویر کشیده نشده است.
وی با یادآوری شرح حال زندگی خودش تصریح کرد: فایز دارای سه فرزند پسر و شش دختر بوده و من فرزند زائر احمد سومین فرزند فایز هستم و پدرم اهل علم و شعر بوده و مدتی نیز رئیس گمرک لنگه بوده است.
یوسفی افزود : بنده بهره کمی از طبع شعر برده‌ام و کشاورزی ودامداری شغل اصلی من بوده است.
زائر محمد علی دشتی متخلص به فایز فرزند رئیس مظفر در سال 1250 قمری در روستای کردوان دشتی به دنیا آمد و در سال 1330 قمری در روستای گزدراز دشتی چشم از جهان فرو بست.
 
منبع : مند نیوز


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:06

1

نه یادم می کنی نه می روی یاد
به نیکی باد یادت ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد

2
 
به سیر باغ رفتم باختم من
نظر بر نوگلی انداختم من
اللهی دیده فایز شود کور
که دلبر آمد و نشناختم من

3

ندانم ای غالم از چه دشتی ؟
در ایام جوانی خوش گذشتی
گذشتی از بر چشمان فایز
چو عمر رفته رفتی برنگشتی

4

سر زلف تو جانا لام و میم است
چو بسم الله الرحمن الرحیم است
به هفتاد و دوملت برده حسنت
قدم از هجر تو مانند جیم است

5

صنم عشق تو همچون نار نمرود
مرا در منجنیق عشق فرسود
خلیل آسا رود فایز در آتش
تو «قل یا نار کونی برد » کن زود

6

دلم در نزد جانان است امشب
چو مرغ نیم بریانست امشب
کبابی از دل فایز بسازید
که سروناز مهمانست امشب

7

دل من همچو هدهد در سبا شد
خیالم چون سلیمان در قفا شد
دل فایز ز استحضار بلقیس
مثال آصف ابن برخیا شد

8

مرا ز آنروز قصه مشکل آفتاد
که کار من رجوعش با دل افتاد
ملامتهای خلق و خیر فایز
همه بی صرفه و بی حاصل افتاد

9

خداوندا جوانیم به سر رفت
درخت شادکامی بی ثمر رفت
درخت شادکامی عمر فایز
سر شام آمد و بانگ سحر رفت

10

اگر دورم من از تو ای پریزاد
فراموشم نکن زنهار زنهار
همان عهدی که با تو بست فایز
وفادارم اگر هستی وفادار


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها