تبلیغات
فایز دشتی - شعر فایز
دوشنبه 23 دی 1387  19:25

آنچه که امروز برای مامطرح است شعر فایز است شعری به نرمی بال پری و به سیالی حرکت فرشته .

کسانی خواسته اند او را شبانی صحرا گرد معرفی کنند که این هم مانند افسانهء عشق او به پری، افسانه ای بیش نیست، زیرا در سرتاسر شعر او یک بیت که به شغل خود اشارت داشته باشد دیده نمی شود.

مسألهء مهمی که از لابلای اشعار او در می یابیم اینست که فایز دو بیتی های خود را در سنین پیری و کهولت و یا حداقل بالای چهل یا پنجاه سالگی سروده است. در هفده دو بیتی از پیری و زمین گیری و از دست دادن جوانی نالیده، در هفت دوبیتی از نزدیک شدن مرگ فریاد برآورده و فقط یک دو بیتی او، بوی جوانی می دهد. و با این که در یک مورد ادعا کرده که پیرسال و ماه نیست بلکه غم عشق او را به پیری انداخته است:

(نه فایز پیرعمر ماه و سالست

غم هجرا جانان کرده پیرم)

توجیه دو بیتی های متعدد او در مورد پیری و خستگی و درماندگی نمی کند .

بنابراین کاملا پیداست که فایز شعرهای خود را در سن پیری و جاافتادگی سروده است . با این حال سروده هایی که از حیث قافیه و وزن و حتی انتخاب واژه سست و بی معنی است در اشعار او کم نیست. مگر این که بپذیرم به مرور زمان اشعاری سست و کم مایه توسط دیگران سروده شده و در شعرهای فایز راه یافته اند. همین مشکلی که حتی شاعران پرآواره هم ازآن مصون نبوده اند، به ویژه که دوبیتی در بیشتر مناطق ایران حضور و خواستار دارد، در نتیجه تداخل دو بیتی ها امری حتمی و قطعی می نماید.

اینک چند مصرع از شواهد سروده های فایز در پیری می آوریم هر چند که کوشش گردیده تا به دلیل کمبود مجال از ذکر شاهد خودداری و رجوع به اصل به عهده خواننده گذاشته شود.

خداوندا جوانیم بسر رفت / جهان رفت و جوانی و چمن رفت

گله از ما مکن فایز که پیری / جوانی گر به نرخ جان فروشند

جوانی کاشکی بیع و شری بود / مرا هم ساق و هم زانو کند درد

به هر عضو تو فایز پیری آمد/ شکایتهای ایام جوانی

شدم پیر و ندیدم روی دلبر /  شدم پیر و ندیدم روی دلدار

خوشا برنایی و نیسان و آذار/ من از عهد جانی تا شدم پیر

شکسته قامت فایز زپیری / ندارد تاب جنگت فایز پیر

خوش ازعهد جوانیهای فایز / و و ..............

شعر فایز، شعر فاطفی است، پر از احساس غربت و غربت زدگی که البته این موضوع تازه ای نیست زیرا همه شاعران واقعی دردیار خود و در زمان خود غریب بوده و هستند.  که شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر.  

 همان گونه كه بیان شد فایز شاعرى كم تجربه و كم اندوخته نبوده لكن به تمام جریانات ادبى زمان خود واقف نبوده است و چنان كه پیداست فقط معدودى از دیوانهاى شعراى سلف خود را دیده است.

 او پیش از آن كه یك شاعر اجتماعى باشد، یك شاعر عاطفى است یعنى اگر همان موضوعات مكرر عاطفى و احساسى را از اشعار او بردارند چیزى باقى مى‏ماند. فایز به علوم زمان خود و قبل از خود تسلط نداشته و ضرورتى هم براى این مسأله نمى‏دیده و اگر گهگاه اشاراتى به اندیشه قدما دارد، این اشارات چندان قوى نیستند.

 صنایع بدیعى در شعر او كم نیست، اما صورتهاى خیال، مخصوصا كنایه و مجاز كه از  مقوله بیان است در شعر او به ندرت به چشم مى‏خورد و تشبیه و استعاره كه با كنایه و مجاز از اركان مهم شعرند در سخن فایز چندان موفق نیست. تشبیهات او  غالبا از نوع تشبیه صریح است كه ادات تشبیه در آن ذكر شده و این موضوع از قدرت تخیل مى‏كاهد.

 استعاره‏ها معمولا تكرارى و از همانهایى است كه در سخن گذشتگان فراوان است با این حال گاهى تشبیهات تازه و بسیار زیبا ودر شعر او به چشم مى‏خورد مثل غراب عشق (كشتى عشق) بندر دل، پرده دل، دوده دل، محمل در و تركیباتى چون سپاه كفر، كشور دین و تشبیهات حسى زلف به افواج هندو، چهره به كشور ما چین و صورت به كشمیر و گیسو به لشكر هندو غیره. صنایع لفظى بدیعى مثل جناس،مراعات النظیر تلمیح، توشیح، ردالعجز، رد الصدر، تقسیم و حتى شعر ملمح در سخن او فراوان است اما چنان كه مى‏دانیم صنایع لفظى بازى با كلمات است و كلام را زبور نمى‏بخشد مگر آن كه به مقتضاى حال باشد و تفنن و بازى را القا نكند.

 در پاره‏اى موارد، فایز صورتهاى مجرد و معنوى خیال را به صورتهاى مادى و ملموس تبدیل كرده و این كارى است كه سابقه اندك ندارد و در اشعار كسانى چون رودكى، شهید بلخى، اسعد گرگانى، دقیق، كسائى و دیگران دیده شده اما ناگفته نماند همان تصاویر معدود كه در شعر فایز جان گرفته‏اند زیبا و كم نظیرند ماندن استعاره هجر كه یك عنصر انتزاعى است به یك عنصر مادى، رستم هجر:

 نمردى از خدنگ رستم هجر

 نه‏اى در دیده، آخر كیستى تو

 

 تشبیه دهان به نون تنوین كه شاید براى اولین باردر شعر  فارسى دیده شده است و تصویرى نادر است:

 دهانش نون تنوین است فایز

 كه آید در حساب و نیست پیدا

 استعاره خیال به پاسبان و تبدیل عنصر معنوى به عنصر مادى:

 شب ابر است و دنیا تیره تار است

 خیالم پاسبان كوى یار است

 تصویرهاى حروفى نیز در شعر فایز در دو سه مورد آمده است:

 سر زلف توجانا لام و میم است

 چو بسم الله الرحمان الرحیم است

 به هفتاد و دو ملت برده حسنت

 قدم از هجر تو مانند جیم است 

و

 بتا از دوریت حالى ندارم

 زعین و شین و قافت بیقرارم

 به ت و ب گرفتارم شب و روز

 به غیر از لام و ب درمان ندارم

 تصویرهاى دینى و اسلامى نیز فراوان دارد مثل:

 دو گیسوى تو جانا لیلة القدر

 بیاض گردن تو مطلع الفجر

 ملایك تهنیت گویند فایز

 شب زلف، زالف شهر، بهتر

و 

 ژلبت كوثر، قدت طوبى، رخت حور

 به غیر از تو بهشتم نیست منظور

 تصویرهاى ملى و  اساطیرى:

 خم ابروست یا شمشیر بهمن / بت فایز منیژه سان به یك بار

 به چام در فكن مانند بیژن / كمند زلف بگشا چون تهمتن

 اسرائیلیات:

 سحر گاهان ز زخم باد شبگیر

 كنم یعقوب سان این قصه تقریر

 به مصر تن زلیخاى خیانث

 گرفته یوسف دل كرده زنجیر

 از جمله تصاویر دیگر كه در شعر اویافت مى‏شود تصاویر تمثیلى است. اما آنچه از همه مهمتر در شعر فایز خود نمایى مى‏كند تصویر تن است و اندامهاى بدن، فایز در ارائه این تصویر داراى تخیلى قوى است و كاربرد استعاره  تشبیه درفضاى كوچك دو بیتى به ویژه در جایى كه از تشبیه بلیغ بدون استفاده از ادات تشبیه  وجه شبه به تصویرپردازى مى‏نشیند، جالب است.

 قدمت گل، قامتت گل، كفش پاگل

 سخن گل، معرفت گل، مدعا گل

 به گل چیدن برون شد یار فایز

 سرو گردن گل و نشو نما، گل

 اگر چه حوزه اندیشه فایز از تفكرات عاشقانه و دلسوزانه فراتر نمى‏رود گاهى جرقه‏اى بسیار كوچك از طنز تلخ و حكایت در بدرى ناشى از نارسائیهاى زمان او در شعرش باز مى‏یابیم.

 گفتنى اینست كه همان گونه كه براى دوبیتى و رباعى كه هر دو ریشه در ترانه دارند تاریخ دقیق و رسمى در دست نیست و این دو گانه، بار منت شعر عرب را نیز بر دوش ندارند، نسبت دادن محض دو بیتى و تا اندازه‏اى رباعى یا واضح‏تر بگویم ترانه‏ها كه زبان دل مردم سراسر نواحى ایران است به یك یاچند فردخاص، آن چنان قابل قبول نمى‏آید. معمولا اگر ترانه‏هاى روستایى و احساسى را طبقه بندى كنیم ممكن است اتفاق افتد كه یك منطقه پر از ترانه و منطقه دیگر فاقد ترانه گردد. اما این لطف اشعار و ذوق پربار مردم است كه در هر نقطه از این خاك پهناور، غم و اندوه و شادى و سرور خود را در متن این ترانه‏هاى روستایى و تخیلات عاطفى و احساسى مى‏جویند.

 از این گذشته ترانه یاشعرعامیانه، چامه‏ها و سرودها كه قدیمى‏ترین نوع سروده هستند و به ایران قبل از اسلام هم مى‏رسند، عموما شكلى از فهلویات دارند كه خود منشأ شور و هیجان و رقص و طرب در زبان خنیاگران و رامشگران محلى قدیم بوده‏اند و اینك در جنوب ایران دو بیتى‏هاى فایز را با آهنگ «شروه» كه غمین و پر سوز و شور آفرین است میخوانند و رباعیهاى خیام را با آهنگى به نام «رشكى»(shaki) و در گونه جدیدتر (خیام خوانى) متبلور مى‏سازند.

 اما این فهلویات و سروده‏ها یعنى مادر دو بیتى و رباعى معمولا از شاعران بى نام و نشان بوده و به صورت شفاهى و سینه به سینه نقل مى‏گردیده‏اند. در این صورت، دو وضعیت پیش آمده است، یكى این كه گویندگان و سرایندگان این اشعار در هاله‏اى از پندارهاو افسانه‏ها پیچیده شده و تخیلات اهل ذوق به این پندارها شاخ و برگ فراوان داده‏اند. دیگر این كه كم و بیش  گویندگان این  اشعار كه در شعر خود دم از پریشانى و در بدرى مى‏زنند به القابى از قبیل «عریان» «پریشان» «مفتون» «فایز» «نادم».. و... و.. ملقب مى‏شده‏اند همراه با انبوهى از قصه‏ها و افسانه‏ها به طورى كه وجود واقعى شارع در مظان شك و تردید قرار مى‏گیرد.

 ناگفته نماند كه نواده‏ها و احفاد فایز هنوز در قید حیاتند و در منطقه دشتى و دشتستان و تنگستان و بوشهر كمتر كسى است كه نام فایز را نشنیده و اشعار او را نخوانده باشد. زیباییهاى شعر فایز و تصویرهاى طبیعت و جمال كه البته اكثرا تكرارى است در شعر او جلوه خاصى دارد. فایز از مجموعه‏اى واژه‏هاى محدود و معدود استفاده كرده، یعنى مى‏توان ادعا نمود كه شعر او فقط یك مسیر را طى كرده و گسترش چندانى در ابعاد دیگر ندارد اما با همین محدودیت از جلوه‏هاى زیبا نگارى و خیال‏پردازى به نحو مطلوب برخوردار است.

منبع:سایت ایران فایز - برگرفته از کتاب ترانه های فایز دشتی / عبد المجید زنگویی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
mehrnaz
جمعه 13 مرداد 1391 10:52
سلام
داشتم اشعارفایز رو سرچ میکردم تا یه پست بذارم تو وبم چون کتاب دم دستم نبود که به وب شما رسیدم
ممنون
به وبم سر بزنید خوشحال میشم
احمد
جمعه 2 دی 1390 11:36
درود بر شما

شعر فایز یا پندو وابیده و خلط اول وآخرش معلوم نیست یا مو خرف کردمه که امکانش بیشتره

مو یه جا ی دیگه شعره اینطوری دیدمه
مرا هم ساق و هم زانو کند درد

کمر با ساعد و بازو کند درد

به هر عضو تو فایز پیری آمد

جوانی رفت و جای او كند درد

در ضمن یه چیلیم تو وبلاگ مو هسی ای چه ممکنه ارزش نداشته بو


ارادتمند
احمد مصری
ya ali
سه شنبه 24 اسفند 1389 21:08
سلام..من امروز بطور اتقاقی دست نوشته های بسیار خوب و مفید شما را دیدم کلی استفاده کردم ممنونم از مطالب زیبایتان..به ما هم سری بزن خوشحال می شوم..به آدرس بالا..منتظرم
یاعلی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری دوازدهم)..........چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392

دوبیتی هایی از فایز دشتی..........چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری یازدهم)..........شنبه 19 اسفند 1391

کد پیشواز شروه ایرانسل..........یکشنبه 8 بهمن 1391

.............یکشنبه 7 آبان 1391

دانلود چاووشی..........یکشنبه 7 آبان 1391

برای فایز..........یکشنبه 7 آبان 1391

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری دهم)..........شنبه 6 آبان 1391

فروش اینترنتی مجموعه "شروه های محلی استان فارس"..........جمعه 5 آبان 1391

فایز دشتی..........سه شنبه 25 مهر 1391

فروش DVD "چهل ساعت شروه از چهل شروه خوان" ..........یکشنبه 16 مهر 1391

فایز دشتی..........جمعه 15 اردیبهشت 1391

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری نهم) ..........سه شنبه 6 دی 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری هشتم) ..........جمعه 15 مهر 1390

زندگی نامه فایز دشتی ..........چهارشنبه 13 مهر 1390

دیوان اشعار فایز ..........چهارشنبه 13 مهر 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری هفتم) ..........دوشنبه 24 مرداد 1390

مراسم بزرگداشت نوه فایز دشتی در شهرکاکی ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

درگذشت آخرین بازمانده فایز دشتی ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

شروه دشتی ثبت ملی شد ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری ششم) ..........جمعه 24 تیر 1390

دوبیتی هایی از فایز دشتی ..........جمعه 24 تیر 1390

کلاخا یاد محدو یاد محدو ..........جمعه 24 تیر 1390

دانلود کتاب جامع الکترونیکی "فایز دشتی" ..........پنجشنبه 21 بهمن 1389

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری پنجم)..........یکشنبه 26 دی 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 26 دی 1389

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری چهارم)..........پنجشنبه 27 آبان 1389

دانلود شروه دلنشین دشتی با صدای ماندگار افسر شهیدی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

همه پستها