تبلیغات
فایز دشتی - مطالب بهمن 1388
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:14

--

گذشت ایام گل ای بلبل زار
بکن چون من ز هجران ناله بسیار
گل تو سر زند هر ساله از نو
گل فایز نمی روید دگر بار

--

مه بالا نشین پایین نظر کن
به مسکینان کلامی مختصر کن
بتا فایز غریب این دیار است
محبت با غریبان بیشتر کن

--

دلم را جز تو کس دلبر نباشد
به جز شور توام در سر نباشد
دل فایز تو عمدا میکنی تنگ
که تا جای کس دیگر نباشد

--

بهار آمد زمین فیروزه گون شد
به عزم سیر دلدارم برون شد
به گل چیدن در آمد یار فایز
همه گل ها ز خجلت سرنگون شد

--

سر و زلف تو آشوب جهان شد
اسیر زلف تو پیر و جوان شد
هنوزم اول دنیاست ، فایز
که بر پا فتنه آخر زمان شد

--

شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد
یقین میسوخت فایز ز آتش دل
نمی کردش گر آب دیده امداد

--

سحر در خواب دیدم با دل زار
که سر بنهاده ام در دامن یار
نبودم راضی از این خواب فایز
که تا محشر شوم والله بیدار

--

هر آن کس عاشقست از دور پیداست
لبش خشک و دو چشمش مست و شیداست
بود فایز مثال روزه داران
اگر تیرش زنی خونش نه پیداست 

--

بتا بیژن صفت در چه گرفتار
منیژه وار اگر هستی وفادار
کمند زلف بگشا چون تهمتن
تو فایز را ز چاه غم برون آر

--

مرا هم ساق و هم زانو کند درد
کمر با ساعد و بازو کند درد
به هر عضو تو فایز پیری آمد
جوانی رفت و جای او کند درد


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:12

شاید موردی که می خواهم به آن بپردازم جدید نباشد ولی مثل اینکه پایانی ندارد .بحث اینکه فایز دشتی است ولا غیر شکی نیست .ولی گویی عده ای نمی خواهند این مسئله را قبول کنند دلیلش واضح است و آن تعصبی است که ناشی از عدم مطالعه و  اگر مطالعه ای بوده آن را ندید گرفته است که از فایز دشتی  به نام دیگری یاد می کنند. از آوردن نام جعلی معذورم _ همانطور که از بکار بردن نامی غیر از خلیج فارس معذوریم _ اگر مطالعه ای در مورد شرح حال فایز دشتی داشته باشید  خواهید یافت _حتی در کتابهایی که با نام جعلی وارد بازار شده است _ به صراحت اعلام شده است که مرحوم محمد علی دشتی معروف به فایز دشتی  در کردوان دشتی به دنیا آمده در دشتی زیست کرده و در همانجا دار فانی را وداع گفته است. اما هنوز نویسنده!! یا محقق!! کتاب را که تکذیب است به چاپ رسانده  به بازار نشر می دهد تا شاید از این راه تعداد کتابهای منتشره خود را چونان بیلان کاری افزایش دهد!!! که بسیار جای تاسف دارد هم برای نویسنده !! هم برای خریدار  الا ایحال امید که نویسنده!! به اشتباه خود پی برند .

 کوتاه سخن در کنار چاپ کتاب به نام جعلی  باید گفت در دیار فایز دشتی نیز آنطور که باید و شاید بهایی در خور به ایشان نداده اند چه به لحاظ انتشار آثار از طرف محققین و چه به لحاظ برگزاری بزرگداشت و نام گذاری بر اماکن فرهنگی ادبی ،که اگر بوده فقط به فایز اکتفا شده است چرا ؟؟

منبع :http://dashtiha.persianblog.ir


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

با تشکر فراوان از دوست عزیزم جناب آقای دکتر جاوید توکلی که این فایل صوتی را در اختیار من گذاشتند تا برای دانلود به علاقه مندان فایز دشتی آماده کنم .


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

کناری که در حدود یکصد سال پیش به دست فایز دشتی در باغ بگم روستای گزدراز (واقع در شهرستان دشتی) کاشته شده و هنوز هم

به «کنار فایز» معروف است بطوری که می گویند و از عکس نیز پیداست این کنار بارها قطع و بریده شده و باز هم سبز شده و رشد کرده است .

اثر خانه فایز فایز نیز (که از خشت ساخته شده بود) در پشت کنار سفیدی می زند که بر اثر گذشت زمان با خاک یکسان شده و بصورت تلی در آمده است . در اینجاست که فایز گفته است :

 

در باغ بگم منزل و مأوای من است           بوذر نیم و ربذه چرا جای من است

 منبع : کتاب ترانه های فایز


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:09

11

برفت آن یار و از ما مهر برداشت
خیالش هم مرا آسوده نگذاشت
به فایز آنچه کرده آن جفاجو
نه باور کرد دل نه عقل پنداشت

12

دل و شوق و خیال و مهر هر چار
کشانندم همی تا منزل یار
تو را این چار فایز دشمنانند
از این خصمان به مردی خود نگه دار

13

اگر هنگام مردن دلبر من
نهد از مهر بر زانو سر من
بگیرد یار فایز را در آغوش
بسا آسان رود جان از تن من

14

بت زورق نشینم در امان باد
خدایش از بلایا حرز جان باد
به دریا باد فایز یارش الیاس
به صحرا خضر با وی هم عنان باد

15

بیا تا برگ گل نارفته بر باد
گلی چینیم و بنشینیم دلشاد
بت فایز مکن تاخیر چندان
که تعجیل است عمر آدمیزاد

16

سحر دل خود به خود فریاد میکرد
از این فریاد خاطر شاد میکرد
سراپا شمع سان میسوخت فایز
مگر عهد جوانی یاد میکرد

17

رخ تو آتش و زلف تو دود است
مرا زین سردمهری ها چه سود است ؟
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زنده رود است

18

اگر خواهی بسوزانی جهان را
رخی بنما بیفشان گیسوان را
بت فایز اشارت کن به ابروت
بکش تیغ و بکش پیر و جوان را

19

ندارم راحتی جز رنج و زحمت
به جز خواری و دشواری و محنت
دل فایز به پیری کرده پرواز
به باغ گلرخان چون اشتر مست

20

من از عهد جوانی تا شدم پیر
نکردم در جفای دوست تقصیر
چرا فایز وفا کرد و جفا دید
کنم با کوکب بختم چه تدبیر ؟


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:08

نوه فایز دشتی دوبیتی سرای مشهور جنوب ایران گفت: برای مردم دشتی فایز اسطوره عشق و عرفان و نماد دوبیتی جنوب است.

 

 

عباس یوسفی که به خاطر عارضه قلبی در بخش سی‌.سی.‌یو تحت مداوا قرار دارد امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در بوشهر با قدردانی از عیادت مسئولان و دوستداران فایز گفت: فایز نماد دو‌بیتی جنوب است و پس از یک قرن نه تنها فراموش نشده بلکه با دو بیتی‌هایش جنوب تا شمال و شرق تا غرب را در نوردیده است.
وی ادامه داد: برای مردم دشتی فایز اسطوره عشق و عرفان است و از آن جا که تمام زندگیش در قلمرو جغرافیایی دشتی گذرانده و انعکاس آلام، رنج‌ها و شادی‌های مردم دشتی بوده است لذا فایز همواره در قلب مردم دشتی جاودانه زیسته است.
وی با اشاره به خاستگاه شروه در دشتی و تلاقی شروه بنام فایز اظهار داشت: فایز آغازگر صوتی بنام شروه بوده واز این بابت به شروه فایز‌خوانی هم می‌گویند.
یوسفی با نقل خاطره‌ای از فایز ادامه داد: شبی در روستای شنبه فایز مهمان بوده و زنی با صدای دل انگیزی لالایی می‌خواند و فایز بداهه با این دوبیتی با صدای شروه پاسخ زن را می‌دهد:
سحر صوت خوش لالای جانان به جسم مردگان بازآورد جان
چنان فایز کند بی صبر وآرام که چون مجنون نهد سر در بیابان
نوه فایز دشتی با اشاره به اشعاری که منسوب به فایز بوده و چاپ شده خاطر نشان کرد: از دیرباز تاکنون در دوبیتی‌های فایز تحریفاتی صورت گرفته و هر کسی به سلیقه خودش دوبیتی‌هایی سروده و از تخلص فایز استفاده کرده و مفتون نیز چون نسخه‌ای از اصل اشعار فایز در اختیار داشت بسیاری از دوبیتی‌های فایز را تضمین کرده است.
یوسفی که هم اکنون 81 سال دارد با اشاره به ویژگی‌های مردم دشتی یادآور شد: مردم دشتی مردمی شجاع، بی باک، با تقوا، خونگرم و مهمان‌نواز هستند و در جنگ با انگلیس حداقل 70 نفر از مبارزان دشتی به شهادت رسیدند، ولی حق آنان ادا نشده و به خوبی رزم و شجاعت مردم دشتی در نبرد با استعمار انگلیس به تصویر کشیده نشده است.
وی با یادآوری شرح حال زندگی خودش تصریح کرد: فایز دارای سه فرزند پسر و شش دختر بوده و من فرزند زائر احمد سومین فرزند فایز هستم و پدرم اهل علم و شعر بوده و مدتی نیز رئیس گمرک لنگه بوده است.
یوسفی افزود : بنده بهره کمی از طبع شعر برده‌ام و کشاورزی ودامداری شغل اصلی من بوده است.
زائر محمد علی دشتی متخلص به فایز فرزند رئیس مظفر در سال 1250 قمری در روستای کردوان دشتی به دنیا آمد و در سال 1330 قمری در روستای گزدراز دشتی چشم از جهان فرو بست.
 
منبع : مند نیوز


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:06

1

نه یادم می کنی نه می روی یاد
به نیکی باد یادت ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد

2
 
به سیر باغ رفتم باختم من
نظر بر نوگلی انداختم من
اللهی دیده فایز شود کور
که دلبر آمد و نشناختم من

3

ندانم ای غالم از چه دشتی ؟
در ایام جوانی خوش گذشتی
گذشتی از بر چشمان فایز
چو عمر رفته رفتی برنگشتی

4

سر زلف تو جانا لام و میم است
چو بسم الله الرحمن الرحیم است
به هفتاد و دوملت برده حسنت
قدم از هجر تو مانند جیم است

5

صنم عشق تو همچون نار نمرود
مرا در منجنیق عشق فرسود
خلیل آسا رود فایز در آتش
تو «قل یا نار کونی برد » کن زود

6

دلم در نزد جانان است امشب
چو مرغ نیم بریانست امشب
کبابی از دل فایز بسازید
که سروناز مهمانست امشب

7

دل من همچو هدهد در سبا شد
خیالم چون سلیمان در قفا شد
دل فایز ز استحضار بلقیس
مثال آصف ابن برخیا شد

8

مرا ز آنروز قصه مشکل آفتاد
که کار من رجوعش با دل افتاد
ملامتهای خلق و خیر فایز
همه بی صرفه و بی حاصل افتاد

9

خداوندا جوانیم به سر رفت
درخت شادکامی بی ثمر رفت
درخت شادکامی عمر فایز
سر شام آمد و بانگ سحر رفت

10

اگر دورم من از تو ای پریزاد
فراموشم نکن زنهار زنهار
همان عهدی که با تو بست فایز
وفادارم اگر هستی وفادار


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:06
نظرات()   
   

                              
   
نویسنده : عبدالمجید زنگویی‌
موضوع : زبان و ادبیات
تاریخ چاپ : ۱۳۸۷
نوع جلد :

اعلاء

شماره شابك :

۱-۰۶۲-۳۱۱-۹۶۴

قیمت : ۴۵۰۰۰ ریال

فایز دشتی‌ شاعری‌ است‌ كه‌ شعرش‌ آینة‌ فرهنگ‌ بومی‌ و تغزل‌ نرم‌ و گیرای‌ زمانة‌ اوست‌. او شاعری‌ است‌ كه‌ می‌توان‌ گفت‌ از بسیاری‌ معاصرینش‌ شاعرتر است‌. كتاب‌ ترانه‌های‌ فایز نیز اولین‌ مجموعة‌ شعرهای‌ واقعی‌ اوست‌: مجموعه‌ای‌ خواندنی‌ و ماندنی‌



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  17:04

شاید به جرات بتوان گفت عشق و سوز و گداز و دلدادگی خاص سرزمین ایران و در این میان استان های جنوبی کشور و در استان بوشهر ، منطقه دشتی ، نسبت به سایر مناطق دارای ویژگی خاصی است . از دیر باز و از زمان های خیلی دور ، انسان و روح آسمانی انسان با شعر و عرفان آشنا بوده است . نمی دانم از کی ، شاید از همان اولین لحظه حیات  ، از همان زمان که «گل آدم سرشتند و به پیمانه زدند » و از آن لحظه که «نخستین باده کاندر جام کردند» این آدم خاکی گاه و بی گاه در قالب کلمات و چهارچوب جملات آتشناک با معشوق ، عشق می ورزیده و راز دل می گفته است و آنگاه که کلامی در میان نبوده و پای سخن از رفتن باز می ایستاده است با گل واژه های اشک و شعر «آه» و نسیم عطرآگین سحرگاهی بر بال های نیاز و تمنای نشسته و بسوی ابدیت پرواز می کرده و به سراغ خدای رفته است و با معشوق حقیقی و سرچشمه جلال و کمال به راز و نیاز و شکوه و شکایت می پرداخته است و آن زمان که اصلحه دعا را بدست می آورده و از هر کرانه تیر دعا را رها میکرده به امید آنکه سر انجام از آن میانه یکی کارگر شود و به هدف بنشیند . منطقه دشتی این زادگاه فایز ها ، مفتون ها ، محمد خان دشتی ها و غیره از دیرباز جایگاه شوریدگیها و شوریده حالان بوده است و شروه ، این صدای دل و توام با آه و ناله آتشین است که دل هر شنونده را در هاله ای از غم و اندوه فرو میبرد و سوالی در برابر شنونده طرح می نماید که آیا ، این دل است که بر پای انسان بند می زند یا صاحبدل است که دل را خود آگاه به زنجیر می کشاند ؟ و این پرسش خاص مردم دشتی است ، مردمی که از دیرباز دوای درد و اندوه خود را در شروه و در ترانه های ساده و دل نشین فایز دشتی یافته اند . شروه ، این آهنگ پر سوز و گداز که غم ها و بار اندوه مردم این سامان را می زداید ، به عنوان یک موسیقی دردمند در نواحی جنوب مقبولیت عام یافته و بصورت یک موسیقی توده ای مطرح است . شروه حکایت نفس و روایت تبعید گونه نفسانیت است . شروه ، دعوت به مهربانی و یگانگی و یکی شده است و شروه عامل حیات بخشیده و زنده کردن عناصر

مهجور در وجود آدمی است .

نه هر ویرانه دل ماوای عشق است

نه هر سینه که بینی جای عشق است

دلی همچون دل فایــــــــــــــــــز بباید

که او اندر خور سودای عشق است

 

اما این شور و دلداگی ها از سویی و فاصله های طبقاتی از سوی دیگر انسان های فقیر را برای دست یابی به هدف های خود از شهر و دیارشان به سوی غربت ملزوم می ساخته است . هر چند غربت نیز پذیرای آنها نبوده است ، اما به ناچار مسکنی بوده که می توانسته التیام بخش موقت دردهای جانفرسای آنها باشد .


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
آخرین پست ها

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری دوازدهم)..........چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392

دوبیتی هایی از فایز دشتی..........چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری یازدهم)..........شنبه 19 اسفند 1391

کد پیشواز شروه ایرانسل..........یکشنبه 8 بهمن 1391

.............یکشنبه 7 آبان 1391

دانلود چاووشی..........یکشنبه 7 آبان 1391

برای فایز..........یکشنبه 7 آبان 1391

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری دهم)..........شنبه 6 آبان 1391

فروش اینترنتی مجموعه "شروه های محلی استان فارس"..........جمعه 5 آبان 1391

فایز دشتی..........سه شنبه 25 مهر 1391

فروش DVD "چهل ساعت شروه از چهل شروه خوان" ..........یکشنبه 16 مهر 1391

فایز دشتی..........جمعه 15 اردیبهشت 1391

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری نهم) ..........سه شنبه 6 دی 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری هشتم) ..........جمعه 15 مهر 1390

زندگی نامه فایز دشتی ..........چهارشنبه 13 مهر 1390

دیوان اشعار فایز ..........چهارشنبه 13 مهر 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری هفتم) ..........دوشنبه 24 مرداد 1390

مراسم بزرگداشت نوه فایز دشتی در شهرکاکی ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

درگذشت آخرین بازمانده فایز دشتی ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

شروه دشتی ثبت ملی شد ..........پنجشنبه 6 مرداد 1390

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری ششم) ..........جمعه 24 تیر 1390

دوبیتی هایی از فایز دشتی ..........جمعه 24 تیر 1390

کلاخا یاد محدو یاد محدو ..........جمعه 24 تیر 1390

دانلود کتاب جامع الکترونیکی "فایز دشتی" ..........پنجشنبه 21 بهمن 1389

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری پنجم)..........یکشنبه 26 دی 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 26 دی 1389

دانلود شروه های دلنشین دشتی (سری چهارم)..........پنجشنبه 27 آبان 1389

دانلود شروه دلنشین دشتی با صدای ماندگار افسر شهیدی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

فایز دشتی..........یکشنبه 24 مرداد 1389

همه پستها